محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )
129
اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )
گفتم : من جعفرى هستم و شروع كردم به صحبت كردم درباره اسلام و مسلمانان كه چگونه مىتوانند در اثر اتحاد و اتفاق نيروهايشان را متمركز كنند و از نظر سياسى و اجتماعى داراى موقعيت قابل توجهى باشند . او فقط با جملههاى بسيار خوب ، بسيار خوب سخنان من را تأييد مىكرد و بيشتر از آن چيزى نمىگفت هنگامىكه خواستم از او خداحافظى كنم پرسيد : عازم كجا هستيد ؟ گفتم : تصميم دارم با رياست محترم ( شيخ بن عبد العزيز بن صالح ) ديدارى داشته باشم . به يكى از سربازها امر كرد كه مرا به اطاق آقاى رئيس راهنمايى كند به اطاق كه رسيديم در را باز كردم ، وارد شدم و سلام كردم پس از آنكه تعارفات مرسوم تمام شد شروع به صحبت كرده و از او پرسيدم : اين حديث را كه از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم منقول است « اختلاف امتى رحمة » « 1 » چگونه توجيه مىكنيد ؟ گفت : مراد اختلاف در مسائل فرعى است نه اصول دين .
--> ( 1 ) . نگاه كنيد به كنز العمال : 10 / 136 ح 28686 ، فيض القدير شرح الجامع الصغير : 1 / 241 ، نور الابصار : 1 / 130 ، و : 2 / 340 ، تفسير قرطبى : 4 / 159 ، شرح الزرقانى : 4 / 314 ح 10 ، شرح نووى بر صحيح امام مسلم : 11 / 91 و 92 ، فيض القدير : 1 / 210 ، كشف الخفاء : 1 / 66 ح 153 ، و : 2 / 504 ح 3125 ، تدريب الراوى : 2 / 175 .